-
سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۳ ق.ظ
-
۱۹۰

«مادربزرگ ۹۳ ساله من در خانه سالمندان واقعا تنهاست و همیشه چشم انتظار سگ من است.»

«این مرد الکس است. او نمیتواند از دستهایش استفاده کند، بنابراین با دهانش نقاشی میکشد.»

«یک قرن فاصله: تولد ۱۰۳ سالگی پدربزرگ با نوه ۳ ساله اش»

این نوزاد فقط ۳۰۰ گرم وزن دارد! اما حالش خوب است و صدا میکند.

گربه نابینا به موسیقی نوازنده پیانوی مورد علاقه اش گوش میدهد.

«دیروز سگم برای اولین بار از یک سال پیش که نجاتش دادم، پارس کرد.»

پسر ۱۵ سالهام با بهترین دوستش منتظر اتوبوس مدرسه هستند.

بعد از اجرای اسکیت باز ژاپنی «یوزورو هانیو» زمین پر از عروسکهای پو شد. والدینش هنگام زلزله این عروسک را به او دادند تا بتواند بر ترسش غلبه کند. او همه خرسهای عروسکی را به یتیمخانهها اهدا کرد.

این کشیش شبها کلیسا را به جایی تبدیل میکند که فقرا و پناهندگان میتوانند رایگان غذا بخورند.

مردی که سگش را بعد از آتش سوزی کالیفرنیا پیدا کرد.

مردم هند ۵ تن زباله را از ساحل جمع کردند.

یکی از طرفداران با حال بیمار خود به مسابقه هاکی آمد و به آرزویش رسید.

در آمریکا مردی میخواست با پریدن از پل خودکشی کند، ۱۷ کامیون کنار هم پارک کردند تا جانش را نجات دهند.

پسربچه آلمانی یک سال تمام دوچرخه اش را در یک نقطه پارک میکرد. یک نفر تابلوی پارکینگ شخصی برایش نصب کرده است.

دو مرد گوزنی را که در باتلاق گیر افتاده بود، نجات دادند.

مردم برست (Brest) پرهای روغنی قوها را تمیز میکنند.

یک نفر برای گربهها خانهای با پتو و ظرف غذا ساخته است.

یک نفر اینها را در سطح شهر برای نیازمندان آویزان کرده است.
